سالها و شايد دهه هاست كه در بحث خواستگار و ازدواج، معيار سنجش "خوب"بودن افراد دچار تعصب ورزي قومي و قبيله اي شده و به جاي جمله پيامبر(ص) كه فرمود: ان اكرمكم عندالله اتقواكم-بدرستي كه برترين شما شخصي است كه پاك و باتقوا باشد- قرب و نزديكي فاميلي و خانوادگي ارجع قرار گرفته است.
و اين قضيه متاسفانه در اين سالها نيز كه به دلايل مختلف ازدواج ها هم دير رخ ميدهند و هم كم، كم و بيش ديده ميشود. اينكه پدر و مادر خانواده، پسران فاميل و آشنايان و يا هم مسلكي و هم محلي و... را به دلايل مختلف بر آنهايي كه نميشناسند ترجيح ميدهند و به جاي "انسان درست" به دنبال "آشناي درست" ميگردند و اين تنگ نظري ها جز ايجاد يك ديوار بلند ديگر جلوي ازدواج جوانان حاصل ديگري در پي ندارد.

جالب تر اينكه همان پدر و مادر به اصطلاح مقيد، از اين ناله ميكنند كه "واي بر اين جامعه فاسد و آلوده كه روابط دختر و پسر در آن عادي شده است"...خب مشكل خود شما هستيد كه براي ازدواج فرزندتان هزاران ديوار مسخره! تعصب و سنت هاي جاهلانه قرار داده ايد؟؟! زمينه ازدواج روز به روز (آنهم با اين اوضاع نامطلوب اقتصادي) كمتر و سياه تر ميشود و بعد جامعه و افراد توقع دارند دختران و پسران هرشب به جاي هم آغوشي در پارك و سينماها! به دعاي كميل بروند!!!

در پايان فكر ميكنم نسل ما(دهه 60 و 70) توانايي اين را داشته باشد كه اين ديوارهاي تعصب را بكشند و به آنسوي ديوار آزادي برسد، به اميد آن روز...

 نوشته اختصاصي وبلاگ