ديوارهاي تعصب و مروري بر معضلات ازدواج!

سالها و شايد دهه هاست كه در بحث خواستگار و ازدواج، معيار سنجش "خوب"بودن افراد دچار تعصب ورزي قومي و قبيله اي شده و به جاي جمله پيامبر(ص) كه فرمود: ان اكرمكم عندالله اتقواكم-بدرستي كه برترين شما شخصي است كه پاك و باتقوا باشد- قرب و نزديكي فاميلي و خانوادگي ارجع قرار گرفته است.
و اين قضيه متاسفانه در اين سالها نيز كه به دلايل مختلف ازدواج ها هم دير رخ ميدهند و هم كم، كم و بيش ديده ميشود. اينكه پدر و مادر خانواده، پسران فاميل و آشنايان و يا هم مسلكي و هم محلي و... را به دلايل مختلف بر آنهايي كه نميشناسند ترجيح ميدهند و به جاي "انسان درست" به دنبال "آشناي درست" ميگردند و اين تنگ نظري ها جز ايجاد يك ديوار بلند ديگر جلوي ازدواج جوانان حاصل ديگري در پي ندارد.

جالب تر اينكه همان پدر و مادر به اصطلاح مقيد، از اين ناله ميكنند كه "واي بر اين جامعه فاسد و آلوده كه روابط دختر و پسر در آن عادي شده است"...خب مشكل خود شما هستيد كه براي ازدواج فرزندتان هزاران ديوار مسخره! تعصب و سنت هاي جاهلانه قرار داده ايد؟؟! زمينه ازدواج روز به روز (آنهم با اين اوضاع نامطلوب اقتصادي) كمتر و سياه تر ميشود و بعد جامعه و افراد توقع دارند دختران و پسران هرشب به جاي هم آغوشي در پارك و سينماها! به دعاي كميل بروند!!!

در پايان فكر ميكنم نسل ما(دهه 60 و 70) توانايي اين را داشته باشد كه اين ديوارهاي تعصب را بكشند و به آنسوي ديوار آزادي برسد، به اميد آن روز...

 نوشته اختصاصي وبلاگ

 

فيلمنامه كثيف!

فيلم سينمايي زندگي خصوصي: جنايت سينمايي كه خيلي زود فراموش شد...

انكار صريح و رك امام زمان در اين فيلم سينماي ايران!!

نقد فيلم را در ادامه مطلب بخوانيد تا همه چيز را متوجه شويد:

 

او مرگ فرزند را قربانی شدن برای هدف بزرگتری می خواند: از کجا معلوم امام عسکری فرزند پسری داشته؟؟

 

به  ادامه مطلب برويد...

 

ادامه نوشته

در گودال غرب زدگي!

حرفهايي هست براي گفتن كه اگر حوصله اش را نداريد ،،،  خب نخوانيدش!


ماشين خارجي، لباس خارجي، آهنگ خارجي، خواننده خارجي، بازيگر خارجي،شلوار جین، آنجلینا جولی، جاستین بیبر، لید ی گا گا! و هرچيز ديگر كه لقب "خارجي" را  يدك بكشد مغز و دل مارا هم يدك ميكشد!
و به اين نوع نگاه روشنفكرانه ميگويند غرب زدگي! اينكه غرب زدگي خوبست يا بد به طرز فكر خودتان بستگي دارد و من دخالتي در اين مسئله نميكنم و فقط ميخواهم به دلايل آن بپردازم:


بزرگترين دليل از نظر من در مورد غرب زدگي مقوله "پيشرفت" است! پيشرفتي كه در خيلي از موارد غربي ها به آن رسيده اند و ما ايرانيان به هزاران دليل مشخص و نامشخص نه! مثلا در مورد موسيقي و موزيسين ها، خواننده هاي ما براي بيشتر طرفدار داشتن! به ميدان موسيقي كلاسيك و غربي پاي ميگذارند ولي غافلند از اينكه در اين عرصه اروپايي ها سالهاست طرفداران پرو پا قرص دارند و اين كار آنها بيشتر به يك شوخي شبيه است تا به يك تلاش!!
و خلاصه اين پيشرفت باعث ميشود كه جوان ايراني هويت و اصالت خود را از غربي ها بگيرد و به "خودي ها" پشت پا بزند.


دومين دليل را ميتوان "خودباختگي" دانست.اينكه منه جوان از ديدن آن پيشرفتي كه عرض كردم، حس خودباختگي و خود بدبخت بيني! پيدا ميكنم و ديگر به خود و خودي هيچ اطميناني ندارم.مثلا اگر يك مكان ديدني در كشور خودم در كل دنيا ناب باشد،باز اسير جنگلهاي آمازون و موزه لوبر پاريس و سيسيل ايتاليا! هستم و آنها را خدا فرض ميكنم!


سومين دليل شايد "كم كاري" خود ما باشد.اينكه در هر عرصه اي كه از اون نام بردم، يا اونقدرها تلاش نميكنيم و يا اگر تلاشي هست بيشتر تقليديست تا ابتكاري و خودي! مثلا به جاي آنكه فيلمي توليد كنيم كه حتي خشك ترين غرب زده هم دهانش بسته شود و توان ايراد گرفتن را نداشته باشد، يا اصلا فيلمي توليد نميكنيم! يا فيلممان كپي پيس غرب است و تكليفش هم مشخص!


و چهارمين و آخرين دليل به عقيده من "رسانه" است.اين را با تمام وجود معتقدم.اين رسانه است كه ذائقه ما را تغيير ميدهد، مرد و زن محبوب! ما را مشخص ميكند، اسطوره ما را ميتراشد و دل ما را ميبرد... و منه جوان هرچه قدر بيشتر اسير بند محكم رسانه باشم، بيشتر غرب زده ميشوم!
و در پايان نميدانم اين غرب زدگي را دوست داري يا نه؟ انتخابش با خودت...

شير مردا تو چه ترسي ز سگ لاغرشان*وركش آن تيغ چو پولاد و بزن بر سرشان/محسن چاووشي

نوشته اختصاصي وبلاگ

 

درب سینماها را ببندید!

برو بچ در جریانند که خود من از عاشقان کوی فیلم و سینما هستم و خواهم بود! ولی اگر سری به اوضاع فعلی سینما و فیلمهای روی پرده بزنید باورتان نمیشود که اوضاع بحرانیست.از چه نظر؟

در ماهها و شاید بتوان گفت سالهای اخیر دو طیف فیلم روی پرده های سینما رفته.فیلمهای طنز و فیلمهای اجتماعی- ملودرام. کاری که به گذشته نداشته باشیم و فقط به فیلمهای الان نگاهی بکنیم در طیف اول یعنی فیلمهای طنز، مثلا فیلم {تو و من} را داریم که به مانکن خانه بیشتر شبیه است تا به فیلم! با صحنه هایی سراسر لوده و فول گناه! فیلمی که نه شخصیت سینمایی دارد و نه در آن بویی از عفت به مشام میرسد.بگذریم!

و بعد در طیف دوم و اصلی به فیلمهای تازه به اکران رسیده و توقیفی های سابق! میرسیم که کلی جنجال به راه انداختند تا در پایان خط به اکران برسند و اینند که میبینم.!

نمونه اش فیلم {بیخود و بی جهت} کاهانی بود که بیخود و بیجهت مرا به سینما کشاند و با نفرت ازآن خارج کرد. کاری به ارزش هنری فیلم ندارم چون شخصا فقط یک سینمابین! هستم و نه منتقد. ولی چگونه میتوانم از اوضاع غیراخلاقی فیلم دم نزنم در حالی که درک اینکه این فیلم سراسر آلوده و در پیچ و خم بدساختاری بود ضریب هوشی به اندازه یک ارزن میخواهد و نه بیشتر! این فیلم همان راهی را میرود که {زندگی خصوصی} فرح بخش و {پوپک و مش ماشاله} و {هرچه خدا بخواهد} و {من مادرهستم} جیرانی میروند. همه در یک جهت با غرض یا بی غرض  دارند چیزهایی را که نباید و کارهایی را که نباید و حرفهایی را که نباید نشان میدهند و میکنند و میزنند! واقعا نمیدانم قصدشان اینست یا ناآگاهانه اینگونه میکنند ولی در هرحالت اینگونه سرانجام ندارد.قرار نبود سینما=فحشا بشود ولی...؟

آیا نمیتوان مانند {جدایی نادر} و {درباره الی} فرهادی و {مرهم}داوود نژاد و {اینجا بدون من}توکلی و {هفت دقیقه تا پاییز} امینی و خیلیهای دیگر فیلم-اجتماعی- ساخت و پرده دری نکرد؟؟ شاید دیگر نه!


بدون شرح@

 

 

 

پ.ن۱: من خودم عاشق سینمام و رابطم با فیلم و سینما خوبه ولی این اوضاع...؟!

پ.ن۲:یه عذر خواهی بزرگ بابت آپ نشدن وبلاگ تو چندهفته اخیر...

 

درد دلهاي جمشيد هاشم پور!

 

استاد جمشید هاشم‌پور سوپر استار و بازیگری که در دهه‌ شصت و هفتاد با ایفای نقش‌های قهرمانانه در فیلم‌های اکشن مخاطبان بسیاری را  سینما‌ها می‌کشاند و محبوب خانواده هاي ايران شده بود، مدتی است کم کار شده و اغلب نقش‌های کوتاه  را بازی می‌کند. استاد هاشم پور اينروزها سه فيلم سينمايي "خيابان بيست و چهارم" "محافظ" و "فرود در غربت" را در شبكه ويدئويي خانگي دارد.


چندی قبل استاد هاشم‌پور را که در حال قدم زدن در خیابان شریعتی بود به طور اتفاقی دیدم و اولین پرسشی هم که از او داشتم دلایل کم کاری‌اش در سینما بود. جالب اینجاست که محل دیدار من و جمشيد هاشم‌پور درست روبروی سینما صحرا بود که فیلم «خوابم می‌آد» را اکران می‌کرد و همین که من گفتم چرا در سینما کم کار شده‌اید، استاد به سردر سینما صحرا اشاره کرد و گفت: «مگر سینمایی هم برای ما مانده که من پرکار شوم. سینمای ما در بهترین حالت فیلمی است مثل «خوابم می‌آد» و در چنین اوضاعی معلوم است که جایی برای من و امثال من نیست.»


استاد هاشم‌پور که به لحاظ فیزیکی همچنان سرحال نشان می‌داد، ادامه داد: «مگر دیگر کسی مثل ملاقلی‌پور هم هست که «قارچ سمی» بسازد یا حداقل «میم مثل مادر» که من هم در آن ایفای نقش کنم؟! حداقل اثری مثل «استشهادی برای خدا» هم ساخته نمی‌شود که مرا ترغیب به ایفای نقش کند.»
جمشيد هاشم‌پور افزود: «روی جلد تمامی نشریات پر شده از تصاویر بازیگرانی که فقط چهره دارند. دیگر جایی برای بازیگران واقعی نیست.»


پایان درد دل‌های جمشيدهاشم‌پور این بود: «کسی حال ما را نمی‌پرسد و ما هم ترجیح می‌دهیم حال کسی را نپرسیم و زندگی بی‌حاشیه خود را ادامه دهیم

منبع: روزنامه ایران_ خبرآنلاین

 

پ.ن۱: جمشيد هاشم پور هنرمند و انسان خوبيست.از سالها قبل دوستش دارم.

پ.ن۲: براي آشنايي بيشتر با جمشيد هاشم پور و فيلمهايش اينجا را كليك كنيد.


 

كوفت ارشاد!!

سلام.
اصولا دوست ندارم زماني كه از چيزي اطلاعي ندارم درمورد آن حرف بزنم و قضاوت كنم چون  اعتقاد دارم كه اين كار اشتباهه و و از نظر انساني و ديني هم گناه.به همين دليل امشب به ديدن فيلم جنجالي اين روزهاي سينما گشت ارشاد  رفتم و الان با اطمينان خاطر ميتوانم بگويم اين فيلم،يك فيلم  اجتماعي ولي ضداسلاميست.و پر از شوخيها و متلك هاي جنسي و س..ي!  و حالا درك ميكنم كه چرا به اين فيلم اعتراضهاي اساسي ميشود.
و متاسفم كه گشت ارشاد كه آيينه تمام نماي فيلمهاي ضداخلاقي و ضد دينست اين روزها اكران ميشود.
سعيد سهيلي ميخواسته يك مجموعه را نقد كند.و اين كار پسنديده ايست ولي چرا با اين همه توهين و متلك به اسلام و دين و انقلاب؟؟ آيا براي  نقد و اعتراض به يك چيز بايد تمام آن مجموعه را به سخره گرفت تا جايي كه بعضي ارزشهاي ديني هم  مورد هجوم قرار گيرد؟؟


پ.ن:يادمان نرود كه در سال 90 فيلمهاي اجتماعي خيلي خوبي داشتيم: از جدايي نادر از سيمين و اينجا بدون من بگير تا مرهم و زندگي با چشمان بسته  و يه حبه قند و سعادت آباد. كاش از سازندگان اين فيلمها به شايستگي تقدير ميشد تا شاهد ديدن فيلمي مستهجن مثل گشت ارشاد نباشيم.


اسكار

متن سخنان اصغر فرهادی پس از دريافت اسکار به خاطر جدايي نادر از سيمين:

ایرانیان بسیارى در سرتاسر جهان در حال تماشاى این لحظه‌اند. و گمان دارم خوشحال‌اند. نه فقط به خاطر یک جایزه‌ى مهم یا یک فیلم یا یک فیلمساز. آن‌ها خوشحال‌اند چون در روزهایى که سخن از جنگ، تهدید، و خشونت میان سیاستمداران در تبادل است نام کشورشان ایران از دریچه‌ى باشکوه فرهنگ به زبان مى‌آید. فرهنگى غنى و کهن که زیرگرد و غبار سیاست پنهان مانده. من با افتخار این جایزه را به مردم سرزمینم تقدیم مى‌کنم. مردمى که به همه‌ى فرهنگ‌ها و تمدن‌ها احترام مى‌گذارند و از دشمنى کردن و کینه ورزیدن بیزارند.


پ.ن1: درود بر اصغر فرهادي بزرگ.هرچند كه اصلا با بعضي رفتارهايش موافق نيستم!

پ.ن2:سعي نكنيم به زور كسي را اپوزيسون(مخالف) خودمان كنيم!



آخه بي غيرت بفهم!

آخه بي غيرت تو نشونه عقيده و فرهنگ سرزمينمي بفهم!!


توی بی غیرت کجا بودی اون زمانی که

                                   برا ذره ذره این مملکت برا میلیمتر میلیمتر این خاک خون ریخته شد.


اگه برهنگی نشونه تمدنه که حیوونا خیلی متمدن ترن.!



توصيه چارلي چاپلين به دخترش:

برهنگي بيماري عصر ماست و من پيرم . شايد حرفهاي خنده آور مي زنم اما به گمان من تن عريان تو بايد مال كسي باشد كه روح عريانش را دوست داري.


 

باتشكر از داداش فدائي(وبلاگ سوهان روح)

سينماي خوب و كثيف!

رفقايي كه تو اين چند وقته با من آشنا شدن و سلام و عليك دارن،حدودا بايد بدونن كه من علاقه خاصي به سينما دارم...
البته سينماي فاخر و بدرد بخور،سينماي فيلمهايي چون جدايي نادر از سيمين و درباره الي اصغر فرهادي،مرهم عليرضا داوودنژاد ،اينجا بدون من بهرام توكلي،جرم مسعود كيميايي،برنگ ارغوان حاتمي كيا،نفوذي كاوري،كيفر فتحي و... نه لودگيها و عشقهاي مستهجن.

ولي اين وسط چيزي كه منو نگران كرده و ميكنه،اين وضعيت حجاب و سرو وضع بازيگراس كه هرروز داره بدتر ميشه و هيچ نشاني از اسلام نداره...اين يه آبرو ريزيه واسه كشور و دين ما كه هيچ جوري نميشه توجيهش كرد.

خدا كنه يكي،نميدونم هركي كاري از دستش برمياد واسه اين اوضاع زشت و زننده بكنه...






پي نوشت:
حالا هي نيروي انتظامي با بد حجابي مبارزه كن
تو خيابون يغه دختر پسر رو بگير بگو موهات درست كن
بابا به پير به پيغمبر مشكل جاي ديگه است
اين وضع هنرپيشه ها و به اصطلاح الگوي فرهنگي جامعه ماست
از جونهاي عادي چه انتظاري داري..