گناه نا نوشته!

فراوان دیده می شود که مخالفان اسلام برای نقد این دین، به نقد مسلمانان می پردازند. حال آنکه بحث علمی اقتضا دارد در مورد خود آن دین بحث شود نه پیروان آن.
این نکته در مورد ادیان دیگر نیز مطرح است. ما برای ناحق نشان دادن مسیحیت، با اشاره به استعمارگران و استثمارگران امریکایی و اروپایی، نتیجه نمی گیریم که مسیحیت دینی ناحق است. حتی خوبی مسیحیان نیز دلالت بر حقانیت این دین ندارد. چه بسا آن عده از مسیحیان خوش‌رفتار تحت تأثیر اموری دیگر بوده‌اند.
بله، در صورتی رفتارهای خوب و بد مسیحیان را به حساب دینشان می گذاریم که دین مسیحی آن رفتار را تأیید کند.
در مورد اسلام و مسلمانان نیز قضیه به همین صورت است. اگر مسلمانی دزدی کرد، حیله زد،‌ دروغ گفت و رفتارهای ناشایست دیگر داشت، در بحث علمی برای ناحق نشان دادن اسلام، قابل استناد نیست. بله، اگر آن رفتار را اسلام تأیید کرده باشد و گفته باشد دزدی و حیله گری و دروغ خوب است، حق با منتقدان است. حتی رفتارهای خوب مسلمانان را نیز در صورتی می توانیم ابزاری برای حقانیت اسلام قرار دهیم که این رفتارها ریشه در آموزه های دینی‌اشان داشته باشد.
کسانی که برای کوبیدن اسلام دائم رفتارهای ناشایست مسلمانان در گذشته و حال را به رخ می کشند به این نکته توجه ندارند و گاه خود را به نادانی می زنند. بهرحال نقد مسلمانان یکی از شگردهای فرار از بحث علمی می تواند باشد.

نوشتاري از : http://zartoshtimosalman.parsiblog.com

 

 پ.ن: به لطف خدا با چندتا از رفقاي وبلاگي، يه وبلاگ جديد آفريديم! :براي اسلام

فريادي از ته دل!

  نوشته اي ازوبلاگ فرزندان كوروش آريايي :

میگن حق من و تو رو دارن میدن به خانواده ی شهدا و جانبازان و سهمیه و این حرفا...

خب پس گوش بده:

اونموقع که جنگ شد و کشورت رو ناموست رو خاکت رو داشتن میگرفتن چرا نیومدی جلو که حقت رو بگیری؟؟؟

چرا نیومدی جبهه ها رو پر کنی و نزاری حقت رو بیگانه ها بگیرن؟!!

اونموقع مثل موش توی خونه کپیدی بودی و شیرمردانی رفتن از حق تو دفاع کردن که الان یا شهید شدن و در خون خودشون غسل شهادت دادن یا جانباز شدن و یه عمر دارن زجر میکشن...اون میتونست مثل تو بیخیال باشه و بزاره دشمن خاک پاک کشورش رو بدزده ولی نزاشت...چون مرد بود...شیرمرد بود...

این کمترین حقی هست که بهشون دادن که فرزندانشون این امکانات رو داشته باشن...تازه کم هست...باید سرتا پای این غیور مردان رو طلا گرفت...بوسه به جسمشون بزنی که مثل یه مرد جلوی گلوله ایستادن که یه وقت گلوله ی حروم زاده ها به سمت ناموس من...تو...ناموس ایرانی نیاد و به تن پاک ایرانیان نخوره...

پ.ن: به لطف خدا با چندتا از رفقاي وبلاگي، يه وبلاگ جديد آفريديم! : براي اسلام

 

شاه عباس كبير

نقل است شاه عباس صفوي، رجال كشور را به ضيافت شاهانه ميهمان كرد و به خدمتكاران دستور داد تا در سر قليان ها بجاي تنباكو، از سرگين اسب استفاده كنند. ميهمان ها مشغول كشيدن قليان شدند و دود و بوي پهنِ اسب، فضا را پر كرد اما رجال از بيم ناراحتي‌ شاه پشت سر هم بر ني قليان پُك عميق زده و با احساس رضايت دودش را هوا مي دادند! گويي در عمرشان، تنباكويي به آن خوبي‌ نكشيده اند!
شاه به رئيس نگهبانان دربار، كه پك هاي بسيار عميقي به قليان مي زد، گفت: « تنباكويش چطور است؟»
رئيس نگهبانان گفت: «به سر اعليحضرت قسم، پنجاه سال است كه قليان مي كشم، اما تنباكويي به اين عطر و مزه نديده ام!»

شاه با تحقير به آنها نگاهي‌ كرد و گفت: «مرده شوي تان ببرد كه بخاطر حفظ پست و مقام، حاضريد بجاي تنباكو، پِهِن اسب بكشيد و بَه‌‌‌ بَه‌‌‌‌‌‌ و چَه چَه كنيد.»

منبع

عاشقان ميز محاكمه!

كم و بيش همه ما اين اخلاق بد رو داريم.! اينكه فكر ميكنيم قاضي هستي ما هستيم! رو عرض ميكنم.

فقط كافيه كوچكترين اتفاقي دور و بر ما بيفته، چه تو فاميل چه تو جمع دوستان يا حتي تو سطح جامعه و مملكت، اونوقت همه ما بر سكوي قضاوت ميشينيم و شروع ميكنيم به حكم صادر كردن در مورد اون اتفاق و اون اشخاص و  اينجاست كه بين علما اختلاف مي افتد و جنجالي به راه مي افتد كه بيا و ببين!!

درحالي كه اون كسي كه بايد بر تك تك رفتارهاي ما قضاوت كند خداست نه ما! خداست كه ميداند در هر شرايطي چه اتفاقي مي افتد و افراد بسته به نوع ظرفيت و شخصيتشون چطور عمل ميكنند و آيا اين عملكرد اينها درست است يا غلط يا هرچيز ديگر...

و بدتر از همه اينكه گاهي ما ايرادي از ديگران ميگيريم و شروع به نشر و پخش اون ميكنيم و همه جا مطرح ميكنيم كه مثلا فلاني چه آدم نادرستي ست كه چنين و چنان كرده ،در حالي كه شايد خود ما در اون شرايط بدتر از اون رو انجام ميداديم ولي الان خودمون رو از اون موقعيت كنار كشيديم و راحت حرف ميزنيم و كو و كجاست معرفت و انصاف و انصاف و انصاف...

نوشته اختصاصي وبلاگ

 

 

انتخــــابـــات

 

فيلمنامه كثيف!

فيلم سينمايي زندگي خصوصي: جنايت سينمايي كه خيلي زود فراموش شد...

انكار صريح و رك امام زمان در اين فيلم سينماي ايران!!

نقد فيلم را در ادامه مطلب بخوانيد تا همه چيز را متوجه شويد:

 

او مرگ فرزند را قربانی شدن برای هدف بزرگتری می خواند: از کجا معلوم امام عسکری فرزند پسری داشته؟؟

 

به  ادامه مطلب برويد...

 

ادامه نوشته

ناصر پور پیرار کیست؟

سلام. اگر شما هم مستند تخت جمشید دروغین رو که چندوقته در فضاهای دانشگاهی پرشده مشاهده کردین یا درموردش شنیدین، پیشنهاد میکنم به لینک زیر سری بزنید و همه چیز رو در مورد این موضوع بررسی کنید:

مشتی خاک بر دهان پورپیرار


ای کاش!

ای کاش من و شمایی که به همه چیز مملکت گیر میدهیم،

خودمان هم برای پیشرفت کشور کاری میکردیم!!

 

قابل توجه دانشجويان: پيچ و مهره طاغوتي!

بايد روح تحقيق پارسايانه را تزريق دانشگاه ها كنيم تا افراد براي تحقيق دنبال پاداش نباشند.چون اصلا تحقيق پاداش واقعي ندارد.مثلا اگر آدم بخواهد به پاستور به خاطر كشف ميكروب پول بدهد به نظرتان چقدر بايد بدهد؟ اصلا ميتوان براي كار او پولي تعيين كرد؟ امثال پاستور هيچگاه براي پول تلاش علمي نميكنند .دانشمندان اروپايي اين خوبي را داشتند همانطور كه دانشمندان قديمي ايران نيز همينطور بودند.

در آنجايي كه شما به تخصص و تكنولوژي نياز داريد، تخصص را رد نكنيد. اين كه اين آقا يك روزي طاغوتي بوده حالا اينجا درس ندهد منطق درست نيست.اين پيچ و مهره هم طاغوتي است.اصلا به دست كافران و بي دينان ساخته شده ولي ببينيد چقدر قشنگ كار گذاشته شده و (چندين سال) مورد استفاده قرار ميگيرد.

آيت الله خامنه اي-ديدار با شوراي جهاد دانشگاهي-9/3/61

پ.ن: در بخش  نظــــــرسنـــــجي  ما نيز شركت كنيد...

 

عدالت

خیلیها فقط حرفش را میزنند. فقط در خیالات خود بزرگ و خدایی و جسورند ولی در عمل...

خود ما که در تیکه انداختن و انتقاد از مسئولان سیاسی ممکلت( مملکت خودمان!) گوی سبقت را از یکدیگر گرفته ایم٬ واقعا اگر روزی خودمان مسئول یک قسمت از مملکت شویم٬ عادل خواهیم بود؟

آیا حقیقتا برای مردم و رفاهشان تلاش خواهیم کرد.؟

قصد توجیه کم کاری سران مملکت را نداشته و ندارم.قصدم فقط اینست که بدانیم خودمان هم اگر روزی در ایران مسئول شدیم٬ شاید آنروز مثل الان فکر مردم و عدل و... نباشیم...

 

یاد امیر کبیر بخیر...

نامه امیرکبیر به ناصرالدین شاه:

 

قربانت شوم الساعه که در ایوان منزل با همشیره‌ی همایونی به شکستن لبه‌ی نان مشغولیم، خبر رسید که شاهزاده موثق‌الدوله حاکم قم را که به جرم رشا و ارتشا معزول کرده‌بودم به توصیه‌ی عمه‌ی خود ابقا فرموده و سخن هزل بر زبان رانده‌اید. فرستادم او را تحت‌الحفظ به تهران بیاورند تا اعلیحضرت بدانند که اداره‌ی امور مملکت به توصیه‌ی عمه و خاله نمی‌شود.


 

قوم 500 ساله،واسه *ما* سالاره!

به نام خالق من، خداي وطنم ايران

وطن من و تو دشمن زياد داره،هم دشمن و هم دشمن دوست نما..
اصلا اين مسئله يه جورايي قانون طبيعت شده،هرچيز بزرگي يه عالمه دشمن داره بخصوص اينكه اون چيز بزرگ،علاوه بر بزرگي و قدرت،خوبي و درستي هم داشته باشه...
كشور آيرن يا ايران ما هم بزرگ و عظيمه و هم خوب.يه عالمه خوبيها و رسوم اخلاقي ايراني و اسلامي داره ..اينو هم چيني ها و يونانيها و مصريهايي كه مثل ما چند هزار سال قدمت دارن ميدونن و هم كشوراي تازه به دوران رسيده غربي و آمريكايي(بخصوص اسپانيايي ها و پرتغاليهايي كه 400سال پيش از راه آبي به ايران آمدند و در مقابل لشگر شاه عباس كبير تحقير شدند...)

خلاصه،نزديك 32سال از آخرين حمله نظامي به ايران ميگذره و بعد از اون ديگه هيچ دشمني به ما حمله نظامي نكرده،حواستون باشه گفتم حمله نظامي،، و الا ما از همون سالهاي اتمام جنگ تحميلي تو يه ميدان ديگه داريم ميجنگيم،ميداني كه به نظر من مختص ما جووناس،حمله فرهنگي.
الان به جاي توپ و تفنگ،دشمنامون فيلم و مستند ميسازند.فيلم 300 و الكساندر و يكشب با شاه و چهل تا كوفت و زهرمار ديگه...
يادمون باشه دشمن از اجداد و نياكان ما شكست خورده ، پس آبروي خاندان ايرانيمون رو حفظ كنيم.وطن پرستي فقط به اسم ايراني داشتن و گردنبد و دستبند و انگشتر فروهر(كه نماد ما ايرانيهاست) داشتن نيست،به اسم كوروش كبير(بزرگمرد تاريخ ايران زمين) اسلام را كوبيدن نيست.اسلام عزيز و كوروش كبير هم دو پاكند، براي بدست آوردن يكي از آنها، نيازي به له كردن ديگري نيست...


**اين لطيفه انگليسي هم به حرفايي كه زدم بي ربط نيست،بخونيدش:

مردی دارد در پارک مرکزی شهر نیویورک قدم میزند که ناگهان میبیند سگی به دختر
بچه ای حمله کرده است مرد به طرف انها میدود و با سگ درگیر میشود .
سرانجام سگ را میکشد و زندگی دختربچه ای را نجات میدهد پلیسی که صحنه را دیده بود به سمت انها می اید و میگوید :<تو یک قهرمانی>

فردا در روزنامه ها می نویسند :

یک نیویورکی شجاع جان دختر بچه ای را نجات داد

اما ان مرد می گوید: من نیوریورکی نیستم

پس روزنامه های صبح می نویسند:

امریکایی شجاع جان دختر بچه ای را نجات داد .

ان مرد دوباره میگوید: من امریکایی نیستم


از او میپرسند :خب پس تو کجایی هستی


<من ایرانی هستم >


فردای ان روز روزنامه ها این طور می نویسند :

یک تند روی مسلمان سگ بی گناه امریکایی را کشت !




حالا قوم 500ساله،واسه ما سالاره...

از آزادي و از تاريخ و از دين ما بيزاره...


گارد جاويدان

سلام...حتما ميدونين كه ايرانيان باستان از نظر نظامي و قدرت امنيتي و لشگري، بزرگترين قدرت جهان باستان بودند.

يكي از شاخه هاي نظامي در اون زمان، گارد جاويدان بوده كه بالاترين وظيفه رو نظام آريايي داشته.
بودند و از اونجايي كه ايران زمين، بزرگترين تمدن جهان بوده و هست نيازمند سپاهي بزرگ بوده است...

داریوش بزرگ برای این‌که بتونه از سرزمین ایران پاسداری کنه، نیروی ویژه‌ای به وجود آورد به‌نام سپاه جاویدان؛ آن‌هم در سال ۴۶۵ پیش از میلاد یعنی زمانی که بسیاری از کشورها هنوز ارتشی نداشتند و هنوز از نظم نظامی ناآگاه بودند. رویدادنگاران نوشتن که سپاه جاویدان از بین جوانان بلندبالا و نیرومند و خوش‌سیما گزینش می‌شد.

این سپاه ده هزار نفری در آن هنگام از نظر دلیری نمونه بودند و از نظر جوانمردی یگانه....

آريايي بمونين...


پي نوشت:

البته تو نظام شاهنشاهي(بخوانيد آمريكايي) پهلوي(همون نظام نوكر اجنبيها رو عرض ميكنم) هم يه ارتش به نام گارد جاويدان درست كرده بودند كه درظاهر ايراني بود و در باطن نوكر اروپايي!!!
خواستم بگم گارد حضرت داريوش كبير رو با اين نجسها اشتباه نگيرين...


پاسداشت قهرمانان ملی منافاتی با ارزش های اسلامی ندارد!

سلام.
بنا به درخواست تعدادي از دوستان متن رو عاميانه مينويسم تا همه از دست *آخرت ما* راضي باشند!



پاسداشت قهرمانان ملی منافاتی با ارزش های اسلامی ندارد!

قضيه از اين قراره كه تو شهر ياسوج،ميداني به نام آريو برزن وجود داره كه مجسمه سردار آريو برزن هم هست. و حالا عده اي (به قول علامه شهيد مطهري(ره) ) خشك مقدس پيدا شدن و اين مجسمه رو برعليه اسلام دونستند و ميخان بيارنش پايين تا اسلام پابرجا بمونه! و حكم اين كار رو دادستان ياسوج به نيروي انتظامي ميده! خدا اسلامو از شر اين افراد احمق حفظ كنه ان شاءالله!



خلاصه كار به جاهاي باريك ميكشه تا اينكه آيت الله ملك حسيني نماينده ولي فقيه در ياسوج باخبر ميشه و با مخالفت شديد جلوي اين كار رو ميگيره.ايشون اعلام كرده كه: پاسداشت قهرمانان ملی هيچ منافاتی با ارزش های اسلامی ندارد و پاسداشت از اين گونه افراد وظيفه هر انسان شرافتمنديست.

متن كامل سخنان ايشان:
پاسداشت قهرمانان ملی منافاتی با ارزش های اسلامی ندارد و آریوبرزن یک سردار ایرانی ضد ظلم، ضد تجاوز و ضد اشغالگری بوده است و پاسداشت آن هیچ اشکالی ندارد بلکه قدردانی از چهره های مثبت و افتخار آفرین وظیفه هر انسان شرافتمندی است.


همونطور كه ميدونين:
"آریو برزن" یکی از سرداران بزرگ تاریخ ایران است که در سال 331 پیش از میلاد مسیح در یکی از نقاط کهگیلویه و بویراحمد در برابر یورش اسکندر مقدونی به ایران زمین، دلیرانه از سرزمین خود پاسداری کرد و در این راه جان باخت و نموداری از شجاعت و از جان گذشتگی در راه میهن را برای آیندگان به یادگار گذاشت.


بنده حقير به نوبه خودم از افرادي مثل ايشون كه دارن به نشر و حفظ عقايد حقيقي اسلام كمك ميكنن و اينكه حس وطن دوستي(نه وطن پرستي!) رو مخالف عقايد دين اسلام نميدونن، تشكر ويژه اي دارم...

اسلام دين ارزشهاست، اعمال عده اي ابله را به پاي اسلام ننويسيد.

مرحوم دكتر مصدق + مامور 007 ايران،سردار مدحي!

می دانیم جایمان کجاست !


می گویند زمانی که قرار بود دادگاه لاهه برای رسیدگی به دعاوی انگلیس در ماجرای ملی شدن صنعت نفت تشکیل شود، دکتر مصدق با هیات همراه زودتر از موقع به محل رفت. در حالی که پیشاپیش جای نشستن همه ی شرکت کنندگان تعیین شده بود، دکتر مصدق رفت و به نمایندگی هیات ایران روی صندلی نماینده انگلستان نشست.

قبل از شروع جلسه، یکی دو بار به دکتر مصدق گفتند که اینجا برای نماینده هیات انگلیسی در نظر گرفته شده و جای شما آنجاست، اما پیرمرد توجهی نكرد و روی همان صندلی نشست. جلسه داشت شروع می شد و نماینده هیات انگلیس روبروی دکتر مصدق منتظر ایستاده بود تا بلکه بلند شود و روی صندلی خویش بنشیند، اما پیرمرد اصلاً نگاهش هم نمی کرد.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


جلسه شروع شد و قاضی رسیدگی کننده به مصدق رو کرد و گفت که شما جای نماینده انگلستان نشسته اید، جای شما آنجاست. کم کم ماجرا داشت پیچیده می شد و بیخ پیدا میكرد که مصدق بالاخره به صدا در آمد و گفت : شما فكر می کنید نمی دانیم صندلی ما کجاست و صندلی نماینده هیات انگلیس کدام است ؟ نه جناب رییس، خوب می دانیم جایمان کدام است.

اما علت اینكه چند دقیقه ای روی صندلی دوستان نشستم به خاطر این بود تا دوستان بدانند برجای دیگران نشستن یعنی چه ؟ او اضافه کرد که سال های سال است دولت انگلستان در سرزمین ما خیمه زده و کم کم یادشان رفته که جایشان این جا نیست و ایران سرزمین آبا و اجدادی ماست نه سرزمین آنان ...

سكوتی عمیق فضای دادگاه لاهه را احاطه كرده بود و دكتر مصدق بعد از پایان سخنانش كمی سكوت كرد و آرام بلند شد و به روی صندلی خویش قرار گرفت. با همین ابتکار و حرکت، عجیب بود که تا انتهای نشست، فضای جلسه تحت تاثیر مستقیم این رفتار پیرمرد قرار گرفته بود و در نهایت نیز انگلستان محکوم شد.











تصوير زير ببينيد و لذت ببريد..............سردار مدحي،مامور مخفي 007 ايران زمين!






اطلاعات بيشتر در مورد قضيه سردار مدحي عزيز در لينك زير:


http://www.teribon.ir/archives/55307